تبليغاتX
معرفت امام زمان علیه السلام

بسمه تعالی

ادامه ی مطلب از پست قبل: بنی اسرائیل دعا کردند و دوباره حضرت موسی

گفت که ده سال دیگر به غیبت تخفیف داده شد. در همین مدت حضرت

موسی به مدین رفت و با حضرت شعیب برخوردی داشت و تعلیماتی

که لازم داشت را از محضر حضرت شعیب گرفت و آمد و همه ی

فرعون و فرعونیان را در دریا غرق نمود. یک جور بلا سرشان آمد که

انسان اصلا فکرش را نمی کند. آیا به فکرتان آمده که دشمنان امام

زمان (ع) در دریا غرق شوند؟ اصلا به فکرتان هم نمی آید. می دانید

چرا؟ برای اینکه وصل به خدا نیستید.

هر کس وصل به خدا شود، هر که صفات درونیش با خدا وصل شود،

اعمالش با خدا وصل شود، همه کار می کند. نگوئید نمی شود.

می شود. مانند اصحاب کهف..........ادامه دارد.

از فرمایشات استاد       (انشاء الله این موضوع در ۸ قسمت پایان می پذیرد.)

+ نوشته شده در سه شنبه نوزدهم آبان 1388ساعت 18:4 توسط سالك الي الله |

بسمه تعالی

ادامه ی مطلب از پست قبل: در دعای ندبه می خوانیم: خداوندا تو همه ی

بلواها و ناراحتی ها را برمی داری. پناهمان بده ای پناه بی پناهان.

این بنده ی کوچک تو یک گوشه ای نشسته و نمی توند کاری بکند.

آقایش را به او نشان بده. کجا برویم؟ آقا به رضوا برویم؟ به ذی طوا

برویم؟ به مسجد جمکران برویم؟ به مسجد امام حسن مجتبی

برویم؟ به مسجد سهله برویم؟ به مسجد کوفه برویم؟ کجا برویم تو

راهنماییمان کن. بنی اسرائیل رفتند و دوباره دعا کردند و استغاثه

کردند. شما هم که راهش را بلد هستید. به خدا قسم فرج آقا

لحظه به لحظه است. نگوئید ما هرچه دعا کردیم فرجی نشد. شما

حواستان نیست. فرج اینطور نیست که یکدفعه آقا همینطور بیایند.

آنوقت من و شما منکرش می شویم. باید نشانه بیاورد و علامت

بدهد. همانطوریکه خورشید میخواهد بیرون بیاید، هوا را روشن

می کند و همه منتظر خورشید هستند. یکدفعه می بینید که وجود

مقدس حضرت بقیة الله (ع) ظاهر می شود و آنوقت است که همه

آماده شده اند و همه به ایشان گرایش پیدا می کنند........ادامه دارد.

از فرمایشات استاد                     ( انشاء الله این موضوع در ۸قسمت پایان می پذیرد)

+ نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم آبان 1388ساعت 22:17 توسط سالك الي الله |

بسمه تعالی

ادامه ی مطلب از پست قبل: من یک وقتی گفتم که مردم معمولی و شاید

مردم بی سواد بعد از ظهور، از علمای اعلم قبل از ظهور  باسواد تر

باشند. این ظلمی بود که با در خانه حضرت علی را بستن به همه ی

افراد بشر کردند. منتها ما آن را لمس نمی کنیم. عادت به این ظلمها

 و تاریکی ها کرده ایم. اما بنی اسرائیل می دیدند. جلوی چشمشان

 بچه های شیر خوار تازه از مادر متولد شده را می کشتند.

آنها رفتنـد و راهـش را پیدا کردند. با دعای آنها ده سال از غیـبـت

حضرت موسی کاسته شد. شما هم راه را بلد هستید. شما هم

زیاد برای فرج دعا کنید. وقتی ده سال به غیبت حضرت موسی

تخفیف داده شد، بنی اسرائیل سر به سجده گذاشتند و خدا را

شکر کردند. حضرت موسی به آنها فرمود که ده سال دیگر به خاطر

شکرتان به غیبت تخفیف داده شد. شما هم وقتی یک احساس

فرجی می کنید خدا را شکر کنید. یک وقتی بود که در مسجد

جمکران فقط من و یک نفر دیگر بودیم. حالا شما این شبها به

مسجد بروید و ببینید چه خبر است و مردم چقدر متوجه وجود

حضرت بقیة الله (ع) هستند. ببینید مردم چه وضعی پیدا کرده اند

و چه اظهار علاقه ای به حضرت ولی عصر (ع) می کنند و چقدر

نام حضرت را می برند، این شکر دارد پس خدا را شکر کنید........

  ادامه دارد.        از فرمایشات استاد   ( انشاء الله این موضوع در ۸ قسمت پایان می پذیرد) 

+ نوشته شده در دوشنبه یازدهم آبان 1388ساعت 15:37 توسط سالك الي الله |

بسمه تعالی

ادامه ی پست قبل: فکر نکنید همه ی بنی اسرائیل افراد خوبی بودند و

همه ی آنها با خدا بستگی پیدا کرده بودند و خدا نجاتشان داد. نه.

جمع کمی از آنها به بیابانها رفته بودند و شبها با عالمشان که از

 تشریف آوردن حضرت موسی و نجاتشان از دست فرعون خبردار

بود، صحبت می کردند. یک وقت دیدند که جوانی از دور پیدا شد،

همه به او خیره شدند. پرسیدند: آقا اسم شما چیست؟ گفت:

موسی. پرسیدند: پسر کی هستید؟ گفت: پسر عمران. حضرت

 موسی هیچ احتیاجی به تقـیّه نزد دوستانـش نداشـت. هـمه

برخاستند و به پایش افتادند و گفتند: آقا چشم همه ی ما روشن

که رسیدی و همه ی ما را نجات می دهی. حضرت موسی فرمود:

که به من امر شده که چهل سال دیگر بیایم. برای کسانی که

فرزندان پسرشان را می کشتند و دخترانشـان را برای کنیـزی

می بردند، چهل سال خیلی زیاد است. گفتند: آیا راهی هست که

چهل سال تخفیف پیدا کند؟ فرمود: بله با دعا.

به خدا قسم عمده ی مسئله این است که مردم بخواهند و البته

دعای تنها کافی نیست. بلکه خواست مردم برای وجود حضرت

بقیة الله (ع) و یا حضرت موسی، لازم است. آنها رفتند و دعا کردند،

می دانم که شما هم دعا می کنید. منتها کمی با واقعیت تر و

بیشتر به خدا و اراده ی خدا توجه کنید. به ظلمی که به شما شده،

از آن موقع که در خانه حضرت علی (ع) را بستند و همه ی مردم

 را از معارف اهل بیت عصمت و طهارت (ع) دور نگه داشتند، ظلم

شده است................ادامه دارد.

از فرمایشات استاد                  ( انشاء الله این موضوع در ۸ قسمت پایان می پذیرد.)

+ نوشته شده در پنجشنبه هفتم آبان 1388ساعت 22:12 توسط سالك الي الله |

بسمه تعالی

ادامه ی پست قبل: آیا کسی فکر می کرد که فرعون به زمین بخورد؟ آیا

فکر می کردند که هامان به زمین بخورد؟ بنی اسراییل که از ترس،

حاملگی زنهایشان را پنهان می کردند، بنی اسراییلی که به اشدّ

عذاب مبتلا بودند، بنی اسراییلی که جرأت نداشتند حرف بزنند،

آنها آمدند و اراده شان را با اراده خدا یکی کردند و به خدا وصل

 شدند. حضرت موسی که خودش از مستضعفین بود و جزء افرادی

بود که از ترس کشته شدن از شهر فرار کرده بود، خدا اینها را

ائمه شان کرد. خدا اینها را از پیشوایانشان کرد و بر همه ی مردم

زمان خودشان فضیلتشان داد. آیا می دانید چرا؟

برای اینکه اینها یک مقدار نه صد در صد، اراده شان را با اراده ی

پروردگارشان یکی کردند. بیایید ما امروز یک قراری بگذاریم و

بگوییم: خدایا اراده کردی که امام زمان (ع) آقا و رهبر و امام بشر

در کره زمین باشد، ما هم اراده می کنیم و می خواهیم.

من به شما گفتم که چراغانی کردنها و همه ی این اظهار

محبت ها و راهپیماییها، تمام اینها شعائر الهی است و باید

تعظیم شود. اما کار اساسی این است که من می گویم و

عقل شما هم همین را می گوید که اعمالمان بستگی به

اعمال حجة بن الحسن (ع) داشته باشد. ایشان الگو باشند.

اخلاقمان مانند اخلاق حجة بن الحسن (ع) و روش زندگیمان

مانند روش زندگی حجة بن الحسن (ع) باشد. شما نگویید که

ما روش زندگی ایشان را نمی دانیم. خدا در قران روش زندگی

پیامبر اکرم (ص) را که اسوه حسنه است را فرموده و شما

می دانید. پس با او هماهنگ بشوید. بیایید این قرار را با خدا

بگذارید....... ادامه دارد.

از فرمایشات استاد        (انشاء الله این موضوع در ۸ قسمت پایان می پذیرد )

+ نوشته شده در سه شنبه پنجم آبان 1388ساعت 18:33 توسط سالك الي الله |

بسمه تعالی

ادامه مطلب....امروز بحمد الله از شهرهای مختلف به من زنگ می زدند

و می گفتند که آقا، صدای یا صاحب الزمان و عجل علی ظهورک یا

 صاحب الزمان را بشنو. شب شهادت حضرت موسی بن جعفر در

 همین میدان برای اینکه فوتبال برنده شده بود، مردم چه شادی

می کردند ولی شب تولد حضرت بقیة الله (ع) فقط یک عده از مردم

با ایـمان اظهار محبـت به حضرت بقیـة الله می کنـند. بقـیه اصلا

حواسشان نیست. این از انحطاط فکری ما است. ما هنوز بچه ایم و

باید توپ بازی کنیم. ما را چه به مقام شامخ حضرت بقیة الله که

اگر خدا نستجیر بالله می خواست مجسم بشود، حجة بن الحسن

می شد. خدا اراده کرده که شما را آقـا کنـد و وارث زمینـتان کند

حالا چه بخواهید یا نخواهید. اگر اراده شما با اراده خدا توام شود،

چون یک طرف قضـیه اراده شماست و یک طرف قضـیه اراده خدا

 است. آنوقت اراده شما به اراده خدا وصل می شود و هماهنگ

می شود. آیا می دانید هیچ موجودی در برابر اراده الهی نمی تواند

که دوام بیاورد؟ در گذشته نظائری داشتیم.......... ادامه دارد.    

از فرمایشات استاد       ( انشاء الله این موضوع در ۸ قسمت پایان می پذیرد )

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم مهر 1388ساعت 6:1 توسط سالك الي الله |

بسمه تعالی

دوستان بیایید اراده کنید و شما هم مانند خدا بخواهید. خدا خواسته

که مستضعـفین آقا باشند، شما هـم بخواهـید چون خود شما هم

 مستضعـف هستـید. شما باید زیر سایـه حضرت بقیة الله به رشد

 برسید. شما از نظر علمی هم مورد ظلم واقع شده اید و معارف

 حقّه به گوش شما نمی رسد. حقایق آنطوری که باید در اختیارتان

باشد، در دستتان نیست. مستضعف شما هستید که یک عالم، یک

کره زمین دشمن شما هستند. و هر اتفاقی که می افتد می گویند

اساسش زیر سر شیعه است و  شما را تحت فشار قرار داده اند و

ضعیفتـان کرده اند. از هر نظر که فکر کنـید مثل امامتـان مستضعف

هستید. مستضعف کسی است که ظالمین او را ضعیف کرده باشند

 یا ضعیف نشانش بدهند و مضطر آن کسی است که نداند چه باید

انجـام بدهد. شما نگویـید که امام زمان می دانـد که چه بکنـد. نه.

شخصی می گفت: در خواب حجة بن الحسن (ع) را دیدم. گفتم: آقا

چرا نمی آیید؟ حضرت چند نفر را آوردند و فرمودند: اگر ما بیاییم با

اینها چکار بکنیم؟ اینها تزکیه نفس نکرده اند و خودشان را نساخته اند.

اینها اگر منافعشان به خطر بیفتد با من جنـگ و جدل می کنند و از

 طرفی شیعه ی علی بن ابی طالب هستند و ما را دوست دارنـد.

ما با اینها چکار کنیم؟ و این طور آدمها خیلی زیاد هستند.  

حضرت به آن شخص اهل علم فرمودند که همّت کنید و زودتر اینها

را یکطرفه شان کنید. یا تزکیه نفس کنند یا از جرگه ی شیعیان بیرون

بیایند. خدا را شکر کنید که از نزدیکان ظهور واقع شده اید و در زمانی

واقع شده اید که هر کجا که شیعه است یاد امام زمانش است.........

ادامه دارد.   از فرمایشات استاد   ( انشاء الله این موضوع در ۸ قسمت پایان می پذیرد )

 

 

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم مهر 1388ساعت 17:37 توسط سالك الي الله |

بسمه تعالی

بعضی ها از من می پرسند که در قنوت چه دعایی را بخوانیم که

از همه پر ارزش تر باشد؟ میگویم: صلوات بفرستید. صلوات ارزشش

 از دعای اللهم کن لولیک...بیشتر است و خود صلوات بیشتر شامل

حضـرت بقـیة الله (ع) میشود که از آل محـمد هستند. و آن رحـمت

خاصه ای را که شما از خدا میخواهید، به حضرت بقیة الله می رسد.

 ولی باید "عجل فرجهم" هم بگویید. که اگر فرج امام زمان (ع) رسید،

 دیگر احتیاجی به خواندن دعای اللهم کن لولیک... نیست.

اما با توجـه به ارزش صلـوات، اگر در مجـلسی که در آن قرآن خوانـده

می شود، شما تسبیـح در دسـت گرفتـی و صلـوات فرستـادی،

آنـوقـت کار بسیار بـدی کردی. چون خـدا دارد با تو صحبـت می کند.

تو حرف نزن. گوش بده. حرف خدا را بشنو. ساکت بنشین و ظاهر

را حفـظ کن. اگر ما حقیـقت را درک کنیـم، در حدّ کـفر به خداست،

اگر قرآن بخوانیم تا مردم در یک مجلس جمع شوند. یا قرآن بخوانیم

 تا مردم بفهمند که در اینجا مجلس است یا قرآن بخوانیم برای اینکه

متوفایی از دنیا رفته و میخواهیم چند روزی را سرگرم باشیم. منتها

نه خدا را می شناسیم، نه قرآن را می شناسیم، نه ائمه اطهار (ع)

را می شناسیم،نه حقیقتی داریم و نه حقیقتی را می شناسیم.

یک مجسـمه ای از انسـان هستیم و توی انسانـها داریم حرکت

می کنیم. پدرتان وقت صحبت می کند مواظبید که وسط حرفش

حرف نـزنید. چطـور شد که وسط سخـن پروردگـار حرف زدن و

 بی ادبی کردن اشکالی ندارد؟ وقتی در جلسات قرآن هستید

بدانید که خدا دارد در این جلسه صحبت می کند.

از فرمایشات استاد

+ نوشته شده در یکشنبه نوزدهم مهر 1388ساعت 13:22 توسط سالك الي الله |

بسمه تعالی

از زمان حضرت آدم تا کنون بیشتر از ده هزار سال نگذشته و این

برای بشر یک مقدمه ای است که روی کره زمین بیاید و به مرور

رشد کند تا لایق محضر امامش بشود. این حرفها که توی کتابهای

افراد قلم شکسته نوشته شده و برخلاف قرآن است، که زمانی

بشر غار نشین بوده و یک زمانی هیچ چیز نمی دانسته و همه را

با تجربه ی خودش یاد گرفته، این حرفها همه غلط است. برای اینکه

 اولین شخصی که پا روی کره زمین گذاشت، با یک دنیا علم و دانش

 پا گذاشته و خلیفة الله بوده که او حضرت آدم بود،یک شخص با علم و

دانـش و شخصـیت کامـل بود. این شخـص حجت خدا بود. و بدانیـد،

که طبق روایات آخرین کسی که پا از روی کره زمین بر می دارد، باز

هم حجت خدا است. حجت خدا باید همیشه باشد و براین اساس

من و شما در بدترین زمانها که زمان غیبت حجت خدا است، به زمین

آمده ایم. اما از یک طرف بعد از مردمی که در دوران ظهور هستند،

سعادتمندتر، بافکرتر، باهوشتر، تصمیم گیرنده تر و بلکه محبوب تر،

نزد خاندان عصمت و طهارت (ع) ما هستیم.  

از فرمایشات استاد 

+ نوشته شده در جمعه هفدهم مهر 1388ساعت 16:19 توسط سالك الي الله |

بسمه تعالی

 افرادی هستند که اگر امام زمان (ع) بیایند با آنها معانقه می کنند

 و آنها را می بوسند و بعنوان یار خوبش آنها همراه خود می برند.

 اما با خود می گویم که مبادا شما مانند "رجل صابـونی"باشـید. او 

شـخصی بود که خدمـت حضرت فرا خوانده شد. او از قبل صابونهایش

 را در پشت بام گذاشته بود که خشک شود، وقتی که در راه رسیدن

 به خدمت حضرت بود باران آمد.با خودش فکر کرد که الآن صابونهایم

 از بین می روند. او خجالت می کشید که برگـردد. این شخـص گفـت:

وقتـی به پشت خیـمه ی حضـرت رسیدم، شنیدم که حضرت فرمودند:

 او را برگردانید. این دلش پیش صابونهایش است. مبادا شما اینطور

باشید. شما قدم اولی را که برداشتـید این بـود که گفتـید: پروردگـار

 ما خداسـت. محبـوب ما خداست. معشوق ما خداست. همه چیز ما

خداست. اگر کسی غیر از این را فکر کرده، اشتباه آمده. ربنا الله، یعنی

زنـم، مالـم، جانم، شغلم، همه را داده ام و خدا را گرفته ام.

از فرمایشات استاد

+ نوشته شده در یکشنبه دوازدهم مهر 1388ساعت 9:17 توسط سالك الي الله |

بسمه تعالی

روز جمعه است. روزی است که باید به یاد حضرت بقیة الله باشیم.

در دعای ندبه عرض می کنیم: این الطالب بذحول الانبیاء و ابناء الانبیاء

این الطالب بدم المقتول بکربلا. کجاست آن کسی که طلب خون

انبیاء و اولاد انبیاء را بکند؟ کجاست آن کسی که طلب خون مقتول

در کربلا را بکند؟ آقاجان ما این را به خدایتعالی عرض می کنیم برای

اینکه خدا در قرآن می فرماید: و من قتل مظلوما فقد جعلنا لولیه سلطانا.

آقاجان ما در دنیا ولیّی برای خون ابا عبدالله الحسین که روی محبت و

اطاعت امر الهی را بکند، جز شما نمی شناسیم.

آقاجان تشریف بیاورید. این دوستانتان همه مایلند زیر سایه ی شما،

تحت حمایت شما، تحت فرمان شما،طلب خون ابی عبدلله الحسین را

بکنند و آماده اند. خدایا همه  ما را از سربازان و اصحاب و یاوران خوب

امام زمان (ع) قرار بده. قلب مقدسش را از ما راضی بفرما. خدایا

مشکلاتمان را بوسیله ی حجة بن الحسن (ع) برطرف بفرما. اسلام

و مسلمین را بخاطر امام زمان (ع) از همه ی خطرات محفوظ بدار.

خدایا به آبروی حجة بن الحسن (ع) قسمت می دهیم که گرفتاری

مسلمین در سراسر عالم را برطرف بفرما.

از فرمایشات استاد

+ نوشته شده در جمعه دهم مهر 1388ساعت 17:24 توسط سالك الي الله |

بسمه تعالی

یک عده اسمشان مفقودین است. نیمه های شب یکدفعه گم

می شوند و خدمت امام زمان (ع) می روند. یک نفر می گفت:

در شیراز پنج روز، پشت سر هم خدمت امام زمان (ع) می رفتم

و آنجا نماز می خواندم. پیش خود می گفتم چه مردم بدی هستند 

که پنج نفر بیشتر نیستند که پشت سر امام زمانشان نماز بخوانند.

اینها شبها حرکت می کنند. به خدا قسم اینها هست. متاسفانه باید

برای باور کردنش بحث شود. اینکه ما نیستیم، بماند. اینکه ندیدیم،

بماند. تازه برای باور کردنش هم باید بحث شود. ای وای بر شیعه

که چقدر بخاطر دور افتادن از امام زمانش اینقدر بدبخت است. این 

افراد (مفقودین) اگر زن و فرزندشان اهل باشند که متوجه می شوند.

آقا ولی عصر (عج) به اینها دستور می دهد و ماموریت می دهد. اکثر

کسانی که به آنها رسیدگی می شود و آنها فکر می کنند که آن 

شخص امام زمان (ع) است، آنها ماموران حضرت هستند.

از فرمایشات استاد   

+ نوشته شده در دوشنبه ششم مهر 1388ساعت 11:50 توسط سالك الي الله |

بسمه تعالی

انشاء الله به این حدّ از کمال موفق گردید که تمام اعمالتان خالص

برای خدا بشود. که اگر انشاء الله امام زمان (ع) بگویند: هل من ناصرا

ینصرنی؟ یک نفر از این جمع را رد نکنند و نگویند که تو عادت به دروغ

 وغیبت کرده ای و ممکن است چند روز پیش ما خیلی رعایت کنی،

اما عادت دوباره به سراغت می آید و نمی توانی ترک عادت کنی.

عادت به بندگی کنید. آنوقت که ملکه ی عبودیت در ما بوجود بیاید،

آنوقت خلفای خدا می شویم که هدف اصلی هم همین است که

انسان بنده شود. آنوقت تمام قوا را در اختیارت می گذارند و شما

قدرتمند کامل بی نهایت می شوید.

از فرمایشات استاد

+ نوشته شده در شنبه چهارم مهر 1388ساعت 12:3 توسط سالك الي الله |

بسمه تعالی

مکاشفات علمی خیلی مهم تر از مکاشفات منظره ای است. در

مکاشفات منظره ای همان مناظر و مسائل قبلی تکرار می شود.

مکاشفات علمی خیلی اهمیت دارد و برای شما باید مکاشفه

علمی باشد. شما خدا را نمی شناختید در یک مکاشفه ی علمی

خدا را می شناسید. یا امام را نمی شناسید آنوقت در یک مکاشفه ی

علمی امام شناس می شوید. اینها خیلی مهم است.

در یک مکاشفه ممکن است شما به جزیره ی خضراء بروید و تمام

فرزندان امام زمان (ع) را آنجا ببینید و یک روز هم با آنها باشید و

اصحاب حضرت را ببینید و برگردید. این مکاشفه ی منظره ای است.

البته خوشا به حالتان. اما اگر یکی از حقایق عالم را مکاشفه کنید

آن اهمیت دارد. ما همه چیز را عوضی می بینیم یعنی حقیقتش را

درک نمی کنیم. هر چه می بینیم ظواهر است. هیچ چیز نیست

جز اینکه خدا را تسبیح و حمد می کند. آیا این را می فهمید؟ خدا

فرموده: شما نمی فهمید چون در این عالم هستید.

اما خوشا به حال کسانی که قبل از مردن ظاهری ، انقطاعی پیدا

 کنند. یعنی قبل از اینکه بمیرند و ملک الموت روحشان را قبض

کند، خودشان، خودشان را قبض روح کنند. یعنی از این عالم بروند،

یعنی انقطاع کنند و جدا از این عالم بشوند.

آنوقت این شخص با این خصوصیات، امام زمان (ع) را می بیند، اما

نه در بدن ظاهری. امام رضا (ع) را می بیند، اما نه در بدن ظاهری.

خدا را می بیند اما توقعی ندارد که بدن داشته باشد. بلکه یک خط

باطلی روی تمام مذاهب و اعتقادات تمام مذاهب می کشد.

از فرمایشات استاد 

+ نوشته شده در سه شنبه سی و یکم شهریور 1388ساعت 15:54 توسط سالك الي الله |

بسمه تعالی

یکی از دعاها که خواندنش در روز عید فطر برای عشّاق امام زمان

ارواحنا فداه ضرورت دارد، دعای ندبه است. می دانید دعای ندبه

یعنی چه؟ یعنی دعای گریه ی با صدا، گریه با داد و فریاد. وقتی

 کسی عقده اش می ترکد، می گویند: بگذار گریه کند. می گویند:

این شخص نمی تواند خودش را نگه دارد. روز عید همه خوشحال

هستند اما کسی که در فراغ امام زمانش دارد می سوزد، می گوید:

ای کاش منهم خوشحال می شدم. چون خوشحالی برای من جز با

ظهور امام زمان (ع) معنا ندارد. شما عشّاق مجازی را اگر دیده باشید

هر چه اطرافش، افراد خوشحال تر باشند، او محزون تر است. اصلا

نمی تواند خوشحالی را تحمل کند. ما باید دعای ندبه را در روز عید

با یک حالت توجه عجیب به حضرت بقیة الله ارواحنا فداه بخوانیم.

کسی که اهل عشق و محبت به امام زمان (ع) است و عاشق امام

زمانش است، از دعای ندبه خوشش می آید. چون مطابق حالش

است و عشق و محبت امام زمان (ع) در دلش است. یکی از اولیاء

خدا بود که هیچوقت نمی توانست دعای ندبه را تمام کند، هر وقت

به این قسمت می رسید که: این ابن النبی المصطفی و ابن علی

المرتضی و ابن خدیجة الغرّاء. او غش می کرد و دیگر نمی توانست

که ادامه بدهد. یا بقیة الله فردا عید است. در دعای روز جمعه می

خوانیم که المتوقع فیه ظهورک. روزی است که توقع می شود که

ظهورت انجام گیرد و فرجی برای مومنین بشود. تا کی تو سری خور

و ذلیل باشیم؟ تا کی مردم دنیا علیه ما فعالیت کنند؟ انسان وقتی

دعای ندبه را همینطور می خواند و جلو می آید یک حالی پیدا میکند

تا می رسد به: این بقیة الله التی لا تخلوا من العترة الهادیه. اینجا

انسان رسیده به معشوقش. یک نفر می گفت به این قسمت از دعا

که رسیدم، نمی دانستم که کجا هستم. یکدفعه خودم را در حرم

امام رضا (ع) دیدم که دارم دنبال امام زمان (ع) می گردم.  در حین 

خواندن این جملات همه جا را گشتم تا امام زمان (ع) را پیدا کنم،

تا رسیدم به این قسمت که: این ابن النبی المصطفی و ابن علی

المرتضی و ابن خدیجة الغراء و ابن فاطمة الکبری، رسیدم به خانه 

 خدا. یک وقت چشمم به امام زمان (ع) افتاد. دیدم امام دستهایش

 را به در خانه کعبه زده و دارد دعا می کند. عبای نازنینش را گرفتم

و گفتم: بابی انت و امّی و نفسی لک الوقاء و لحمی.پدر و مادرم

به قربانت، جانم به قربانت، ای پسر سادات، ای پسر آقاها،کجا

بودی؟ همانطور که عبایش را گرفته بودم و تکان می دادم، دیدم

برگشت و به من نگاه کرد و گفت: کار در دست خدا است، از خدا

بخواه. همانطور که دستم به دامان امام زمان (ع) بود، داشتم با

 خدا مناجات می کردم و گفتم: اللهم انت کشّاف الکرب و البلوی.

خدایا کرب و اندوه را تو برطرف می کنی. فاغث یا غیاث المستغیثین.

ای پناه بی پناهان کمکم کن. این بنده کوچک تو مبتلا به عشق

 امام زمانش شده، آقایش را به او نشان بده. ای خدایی که شدید

 القوا هستی. آنجا دیدم که تمام مردم گرفتار، اطراف مسجد الحرام

دارند می چرخند و فرقی بین علی و عمر نمی گذارند و اینطور

دارند ریاضت و زحمت می کشند، به این جمله رسیدم که: اللهم

و نحن عبیدک التّائفون. همه ی ما بندگان تو هستیم، اینها هم

بندگان تو هستند، منتها اینها از امامشان دور افتاده اند. انسان اگر

از سرچشمه ی فیض استفاده نکند به آبهای گل آلود برخورد می

 کند. خدایا تو او را در این دنیا نگه داشتی که پناهگاه ما باشد.

 سلام ما را به او برسان. این ارادت ما را به او ابلاغ کن. خدایا به

حق خودش قسمت می دهیم، حالا که عید فطر است، عیدی

ما را ظهور آقایمان قرار بده.

از فرمایشات استاد  

+ نوشته شده در شنبه بیست و هشتم شهریور 1388ساعت 18:51 توسط سالك الي الله |

بسمه تعالی

تجلّیات امام زمان (ع) چند مرحله دارد. یک مرحله اش این است که

انسان حال توجهی پیدا می کند. این ذوق و شوق و نورانیّت شما،

این اظهار محبت امام زمان (ع) است. الآن در این مجلس همه ی

وجودتان دارد می گوید یا صاحب الزّمان. باید قدر خودتان را بدانید.

همه ی اینها تجلّی امام زمان (ع) است که به شما رسیده است.

دوم اینکه ممکن است حواس شما با فکرتان و مغزتان هماهنگ شود.

خدا رحمت کند استادمان را که می گفت: شامّه، اولین حسّی است

که از انسان ظاهر می شود. یک عطری یک شعفی بوجود می آید که

مانند این عطرهای ظاهری نیست. بعد از شامّه، ذائقه ی انسان باز

می شود. یا صاحب الزّمان را که گفتید اگر کمی فکر کنید، می بینید

که ذائقه تان شیرین می شود. چو ذکر دوست می گویم دهانم

می شود شیرین.

و اگر با کسی دشمنی داشته باشید و اسمش را ببرید یا با او برخورد

داشته باشید، اوقاتتان و ذائقه تان تلخ می شود.

یکی از تجلّیات هم این است که چشم انسان باز می شود، گوش

انسان باز می شود. حضرت می آیند به شما اظهار محبت می کنند

و دستی به سر و  صورت شما می کشند، پیشانی شما را می بوسند،

سلام به شما می دهند. هر کسی که با حضرت ملاقات کرده است،

اول امام به او سلام کرده اند.

از فرمایشات استاد

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم شهریور 1388ساعت 11:17 توسط سالك الي الله |

بسمه تعالی

ادامه مطلب: یاران حضرت موسی نشستند و گریه کردند که چهل

سال خیلی زیاد است. اینها را برای شما تعریف می کنم که به

شما بگویم راه تعجیل در فرج شعار دادن نیست. آنها گریه کردند،

ضجّه زدند، دعا کردند، که خدایا موسای ما را زودتر برسان، حضرت

موسی آنها را ملاقات کرد و گفت بخاطر دعاهای شما ده سال

غیبت من تخفیف پیدا کرد. آنها خوشحال شدند و شکر کردند، حضرت

موسی به آنها گفت: بخاطر شکرتان ده سال دیگر تخفیف داده شد.

آنها راه را پیدا کردند و دوباره دعا کردند و ده سال دیگر از غیبت

حضرت موسی کم شد. انشاء الله به ما این حرفها را نمی زنند.

حتی اگر به ما بگویند چهار روز دیگر ظهور می شود، باید داد بزنیم.

عاشق مگر می تواند چهار روز صبر کند؟

به خدا قسم اگر شما اهل عشق نبودید این حرفها را برای شما

نمی زدم. هیچکس به شما نگفته که امشب به اینجا بیایید. همه

بخاطر عشق به امام زمانتان اینجا آمده اید. برای اینکه اینجا نام

امام زمانتان را بیشتر می برند. از ذات مقدس پروردگار تقاضا دارم

که اگر روزی بنا باشد ما اسم امام زمان (ع) را کمتر از این ببریم،

خدا ما را زنده نگه ندارد. مگر ما نمک نشناسیم؟ مگر ما باید عاق

امام زمان (ع) باشیم؟ ما هر چه داریم از حضرت بقیة الله  ارواحنا

 فداه است که داریم.

از فرمایشات استاد

+ نوشته شده در شنبه بیست و یکم شهریور 1388ساعت 11:28 توسط سالك الي الله |

بسمه تعالی

اگر کمی  خودتان را بشناسید و خودتان را جمع و جور کنید دعاهایتان

برای تمام مردم دنیا مفید میشود و امشب شما می توانید تمام

مردم دنیا را نجات بدهید. بخدا قسم آن جمعی که از بنی اسرائیل

در بیابان جمع شده بودند و منتظر حضرت موسی بودند، تعدادشان

خیلی کمتر از تعداد شما بود و حضرت موسی هم غایب بود. آنها در

بیابان زیر مهتاب شب نشسته بودند و عالمشان داشت از فضائل

حضرت موسی برایشان نقل می کرد. یکدفعه دیدند یک جوانی از

دور می آید و خیلی شبیه به آن آدرسی است که عالمشان نقل

می کند. عشاق امام زمان (ع) هر کسی را که می بینند کمی

او را برانداز می کنند تا شاید او آقایشان باشد. (البته نمی گویم

که شما اینگونه باشید) شاید خصوصیاتی در او باشد. اینطور

آدمها خیلی زود به خدمت حضرت می رسند.

اصحاب بنی اسرائیل از آن آقا پرسیدند که نام شما چیست؟

گفت موسی. او آمده بود که خودش را نشان بدهد.

آن موقع وقتی ما در قم بودیم چند نفری به مسجد جمکران

می آمدیم و مسجد جمکران به این شکل نبود خیلی کوچک بود،

چند نفری می رفتیم توی بیابان و گریه می کردیم. شما فکر کنید

در همان حالت باشیم و همان موقع سیدی بیاید و بگوییم آقا اسم

شما چیست؟ بگوید مهدی. ببینید چه تکانی میخورید. بگوییم اسم

پدرت چیست؟ بگوید: حسن العسکری.

ای خدا، آیا میشود یک چنین جریانی هم برای ما پیش بیاید؟ آیا

می شود آقا خودش را از این روشن تر به ما نشان بدهد؟ قوم

 بنی اسرائیل پرسیدند: آقا کی میآیید؟ حضرت موسی به آنها

گفت که چهل سال دیگر می آیم. برای کسانی که فرزندان 

پسرشان را جلوی چشمشان می کشتند و دخترانشان را برای

کنیزی می بردند، چهل سال خیلی زیاد است. خدا نکند که امام

زمان (ع) به ما بگویند که حتی ده روز دیگر می آیم...........ادامه دارد.

از فرمایشات استاد 

+ نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388ساعت 14:31 توسط سالك الي الله |

بسمه تعالی

امام زمان (ع) در بین ما تشریف می آورند منتهی باید چشم بازی

داشته باشیم تا ایشان را ببینیم. امشب کمی درباره ی مهربانی خدا

صحبت کردیم و کمی هم درباره ی مهربانی امام زمان (ع) صحبت

کردیم و اینکه میشود خدمت امام زمان (ع) رسید و فکر نکنیم که

فقط بعضی از خوبان خدمت حضرت می رسند. نه. گاهی بعضی

از این ملاقاتها باعث هدایت عده ای میشود. بیاییم امشب حضرت را

واسطه قرار بدهیم. امشب احتمال شب قدر را دارد. امشب آن

وجود مقدس را در خانه ی خدا ببریم و از خدا طلب آمرزش بکنیم.

امشب، شب ضربت خوردن امیر المومنین (ع) است. آقایان جدی

عرض می کنم که انسان گاهی از خدا و حقیقت دور می شود.

ابن ملجم یک آدم به ظاهر مقدسی بود و فکر می کرد هر چه

هست در همان عبادت او است و جزء خوارج بود. خوارج کاسه ی

داغ تر از آش بودند. انسانیت انسان به نماز و عبادت نیست.

انسانیت انسان به صفات حمیده ای است که باید داشته باشد.

شما صفات خوب داشته باش، متخلق به اخلاق الهی باش،

همه ی محرمات را ترک کن و واجبات ا انجام بده، همان کافی

است. فکر نکنید کسی که اهل عبادت باشد انسان خیلی

 خوبی است. دعا و عبادت مثل دارو است. انسان باید به اندازه ی

رفع مرض روحیش از آن استفاده کند. همین امشب این سه

تصمیم را بگیرید و اینها را انجام بدهید، قول می دهم که از اولیاء

 خدا بشوید. ۱- واجباتتان را انجام بدهید    ۲- محرمات را ترک کنید.

۳- صفات رذیله را از خودتان دور کنید و هر کاری را که می دانید

خوب است را انجام بدهید و هر کاری را که می دانید بد است را

انجام ندهید. اگر انسان به کارهایی که خدا فرموده عمل کند خدا

آنچه را که او نمی داند را به او می آموزد.

از فرمایشات استاد در شب ۱۹ ماه رمضان ۱۴۱۲

+ نوشته شده در سه شنبه هفدهم شهریور 1388ساعت 4:29 توسط سالك الي الله |

بسمه تعالی

انسان اگر با خدا انس بگیرد می فهمد خدا یعنی چه. ما خدا را نمی

شناسیم. جز ائمه اطهار (ع) و پیامبر اکرم (ص) بقیه خدا را نمی

 شناسند. نصفه شب رفته ای در خانه خدا و می گویی: ای خدای

عزیز، ای خدای مهربان، ای خدای رحمان و رحیم، و اوهم بگوید:

لبیک. دوست دارم گوش دلتان را باز کنید. محال است که با اخلاص

یا الله بگویید و خدا لبیک نگوید. ولی وقتی حواستان جای دیگری

است و یا الله یا الله..... می گویید، جواب نخواستید که خدا جوابتان

 را بدهد. محال است شما به امام زمان (ع) سلام بگویید و حضرت

جواب سلام شما را ندهد. منتهی انسان باید چشم دلش را باز کند،

گوش دلش را باز کند. انشاء الله می خواهم درباره ی باز شدن گوش

دل و چشم دل در این جلسات صحبت کنم تا شاید دارویی برای این

 جمع باشد تا چشم دلتان باز شود و ببینید و گوش دلتان باز شود 

و بشنوید. اگر عالم، ملکوت ندارد و اگر ما چشم و گوش و دل دیگری

نداریم، پس چرا خدا در قرآن می فرماید: انها چشم دارند ولی نمی

بینند، گوش دارند ولی نمی شنوند، چرا فرموده اینها مثل حیواناتند؟

   چرا باید مثل حیوانات باشیم؟ ما باید خدا را ببینیم. این چشم

 ظاهر برای دیدن کارهای مادی و دنیائیمان است. این چشم برای

دیدن خدا نیست. برای دیدن امام زمان (ع) هم نیست. این گوش

برای شنیدن صدای خدا و صدای امام زمان (ع) نیست. این گوش

فقط برای شنیدن صداهای عادی و معمولی است.

آن گوشی که صدای خدا را می شنود در وجود ما است که باید

شنوا شود یعنی باید روی این موضوع کار کرد تا شنوا شود. آن

چشمی که می بیند در وجود ما است و در ملکوت ما است که

باید تزکیه نفس کنیم تا آن چشم باز شود و الاّ معنا ندارد که خدا

بفرماید: چشم دارند ولی نمی بینند، گوش دارند ولی نمی شنوند.

آیا کفار و منافقین را که خدا اینطور وصفشان می کند، آیا واقعا نمی

شنوند و یا نمی بینند؟ آن گوشی را که خدا در باطن ما قرار داده،

ما آن را از بین بردیم و آن را نمی بینیم و از آن استفاده نمی کنیم.

راه استفاده از آن این است که خودمان را به مقام خلوص برسانیم.

از فرمایشات استاد 

 

+ نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم شهریور 1388ساعت 11:0 توسط سالك الي الله |

بسمه تعالی

عظمت روحمان بقدری زیاد است که تمام صفات فعل الهی در این

 روح گنجانیده میشود. یعنی هر آنچه که خداوند از اسماء و صفات فعل

الهی دارد انسانها هم باید داشته باشند و تا جایی پیش بروند که

خلیفة الله بشوند. باید یک قدم در عالم ملکوت بردارند تا با آن کمی

 آشنا شوند تا اگر مردند دچار سرگردانی نشوند. همه ی ما سرگردان

می شویم. ما آنقدر مادی هستیم که دوست داریم ائمه و ملائکه

را هم در همین قالبهای مادی ببینیم. اگر الآن من بگویم که امام

زمان (ع) را دیده ام، می گویید چه شکلی بود؟ اگر بگویم پیامبر

اکرم (ص) را دیده ام ، می گویید چه شکلی بود؟

هیچ به ذهنتان نمی آید که پیامبر همه جا هست و منهم باید چشم

دلی داشته باشم و با چشم دل پیامبر را ببینم. یا می گویند چطور

 می شود که در زمان ظهور همه امام زمان (ع) را می بینند؟ ما نمی

توانیم این را خوب تحلیل کنیم و بفهمیم. آنقدر این مسئله برای ما

غیر قابل هضم است که اصلا نمی توانیم آن را هضم کنیم. مثل

اینکه یک سنگ در معده باشد و معده هم نمی توند آن را هضم کند.

ولی بالاخره باید یک روز وقتی که از این بدنتان بیرون می آیید این

را بفهمید و آنوقت دچار یک نوع سرگردانی و ناراحتی فوق العاده

می شوید. مسئله ی مردن و وحشت از مردن مربوط به این است

که از یک عالم صد در صد مادی وارد یک عالم صد در صد معنوی 

می شوید. پس یک مقدار زمینه سازی کنید. آنهایی که در همین

 دنیا مکاشفاتی دارند و آنهایی که در همین دنیا به جایی رسیده اند

این مطلب برایشان حل می شود.

از فرمایشات استاد   

+ نوشته شده در سه شنبه دهم شهریور 1388ساعت 9:22 توسط سالك الي الله |

بسمه تعالی

ارزش انسان به روحش است. آنقدر روح انسان ارزش دارد که اگر

هزار سال مثل حضرت نوح عمر کند، اگر یک یا دو میلیون سال در

عالم برزخ باشد که هیچ، بلکه اگر در بهشت الی الابد بخواهد علم

یاد بگیرد باز هم جا دارد. آنوقت یک چنین روحی در این محدوده ی

دنیا به دیدنیهایش، به شنیدنیهایش، به لمس کردنیهایش آلوده شده

و همه چیز را در این محدوده فکر می کند. شما اگر بخواهید امام

زمان (ع) را ببینید باید با همین چشمتان ببینید و با همین گوشتان

صدایش را بشنوید و یا با همین دستتان لمسش کنید والا امام زمان

(ع) را ندیده اید. و اگر کسی وارد حرم امام رضا (ع) بشود و امام رضا

(ع) را ببیند که روی ضریح نشسته اند و یا انوار ملائکه را مشاهده

کند و یا ارواح را بصورت زنده بودنشان ببیند و یا طبق آیات قرآن ملائکه

بصورت انسان به ما نشان داده شوند، برای این است که ما در دنیا

 هستیم. وقتی حرف پ را بخواهند به بچه یاد بدهند پرتقال را به او

 نشان می دهند وگرنه نمیتواند حرف پ را بشناسد. وقتی ما را

بخواهند وارد عالم ملکوت کنند، می بینند که ما هیچ چز نمی فهمیم،

 ما نمی فهمیم که روح امام زمان (ع) و امام رضا (ع) احاطه بر

 ماسوی الله دارد و همه چیز تحت قدرت آنها است. آنها را وارد قالب

 بشری می کنند و نشانت می دهند. اینها ماسوی الله در اختیارشان

است و شما نمی توانید از این راه مستقیم وارد عالم ملکوت بشوید.

 حتی یک عده افراد بدبخت فکر می کنند اگر خدا را بخواهند بشناسند،

 خدا باید در قالب بشری باشد و خدا را مجسم تصور می کنند. 

چرا خدا پیامبر اکرم (ص) و ائمه اطهار (ع) را با آن روح با عظمتشان

وارد قالب بشری کرد؟ برای اینکه با ما انس بگیرند. والا فاصله ی ما

با ائمه اطهار (ع) خیلی بیشتر از فاصله ی مورچه ای است برای 

حضرت سلیمان، که حضرت سلیمان را با آن روح سلیمانی بصورت

مورچه برای هدایت مورچه ها به لانه آنها بفرستد.

از فرمایشات استاد      

+ نوشته شده در یکشنبه هشتم شهریور 1388ساعت 6:14 توسط سالك الي الله |

بسمه تعالی

ما مسلمان هستیم، ما شیعه هستیم و شاید از مهم ترین اعتقادات

شیعه وجود مقدس امام زمان (ع) است. ولی در بین خودمان به

امام زمانمان رحم نداریم. از تمام شخصیتهایی که در روی کره

زمین هستند نام میبریم اما از امام زمانمان نام نمیبریم. و اصلا به

فکرش هم نیستیم. آنقدر تشرفات در دوران ما زیاد شده که حد

 ندارد. منتهی این چشم ما است که جمال مقدس امام زمان (ع)

را نمی بیند. در زمان امام صادق (ع) یک شخص دستش را جلو

می آورد تا با امام مصافحه کند امام دستشان را عقب می کشند

و فرمودند: تو دستت را به دست زن نامحرمی مالیدی و توبه نکردی،

دستت گنهکار است و دست گنهکار نمی تواند با دست امام معصوم

مصافحه کند. اگر این مقیاس ما باشد، چشم گنهکار هم نمی تواند

امام معصوم را ببیند و گوش گنهکار هم نمی تواند صدای امام معصوم

را بشنود.      از فرمایشات استاد

+ نوشته شده در چهارشنبه چهارم شهریور 1388ساعت 15:42 توسط سالك الي الله |

بسمه تعالی

در این ماه مبارک رمضان خدا سفره ای باز کرده که شما حقایق اشیاء

را بفهمید. از خدا در این ماه رمضان بخواهید که خدا چشمتان را باز کند

و دلتان را به حکمت بگشاید و حکمت الهی واقعا در دلتان سرازیر شود.

هر چه می توانید در همان مرحله ی استقامت (مرحله دوم تزکیه نفس) 

قلبتان را توسعه بدهید تا بتوانید استعداد داشته باشید و بتوانید بپذیرید،

درک کنید. بعضی ها می گویند مگر می شود در زمان غیبت، امام زمان 

(ع) را دید؟ اینها ظرف دلشان به اندازه کسی است که می گوید نمی

شود بدن حضرت را دید. پس این شخص نمی تواند از حکمت الهی

استفاده کند، از این نهر کوثر استفاده کند. اینهایی که حقایق را منکر

می شوند و اهمیت نمی دهند دلهایشان خیلی کوچک است. هر چه

می توانید دلتان را وسیع کنید و پذیرش داشته باشید. نمی گویم

تحمیلی قبول کنید، بفهمید و قبول کنید.

از فرمایشات استاد

+ نوشته شده در سه شنبه سوم شهریور 1388ساعت 10:42 توسط سالك الي الله |

بسمه تعالی

اهل تقوی کسانی هستند که ایمان به غیب دارند. خیلی از ایمانها

از طریق چشم و گوش و حواس ظاهری وارد قلب می شوند. این ایمان

زیاد ارزش و دوامی ندارد. به همین دلیل اگر شما ایمانی به امام زمان

(ع) داشته باشید و بخواهید از طریق دیدن حضرت این ایمان در قلبتان

مستقر بشود، این ایمان خوب است ولی زیاد عمیق نیست. ممکن

است با خودتان فکر کنید که اگر یک تشرف برای من ایجاد می شد و

یک ساعت کنار حضرت می نشستم، ایمان به ایشان پیدا می کردم.

این ایمان به غیب نیست بلکه ایمان به شهود است. یا اگر خدا را

می دیدم بهتر به او ایمان پیدا می کردم یا اگر در زمان پیامبر اکرم (ص)

بودم و معجزات و شق القمر را می دیدم، این ایمان بهتر بود. از نظر

اهل کمال این ایمان اشتباه است. ایمان مستقر، ایمان با ارزش، ایمان

به غیب است و ایمانی است که از طریق چشم و گوش و حواس

ظاهری وارد قلب نشود. اگر ایمان، ایمان به غیب بود این از راه عقل

وارد قلب می شود. یعنی انسان می نشیند فکر می کند و تعقل

می کند. البته شاید طرفداران این ایمان کم باشند اما کسی که

می خواهد به کمال برسد باید از این طریق کسب ایمان کند. شما

امام عصر را ندیده اید، خدا را ندیده اید، پیامبر را ندیده اید، پس از

چه راهی ایمان پیدا می کنید؟ از راه فکر، از راه عقل، از راه تحقیق و

علم و دانش. و هر ایمانی که از طریق فکر و عقل و علم و دانش

ایجاد شد (که انسان باید از همین راه اعتقاداتش را تصحیح کند)

این ایمان مستقر می شود. از قدیم گفته اند: حافظه ای که با کندر

بیاید با ماست میرود. ایمانی که از راه چشم وارد شود از همان راه

هم از بین میرود و ایمان مستودع و عاریتی میشود. ولی اگر ایمان

از راه عقل در قلبتان وارد شود این ایمان مستقر میشود.

از فرمایشات استاد

   

+ نوشته شده در یکشنبه یکم شهریور 1388ساعت 15:34 توسط سالك الي الله |

بسمه تعالی

هفته ی دیگر ماه مبارک رمضان است و باید سر سفره احسان حق جلّ

اعلی بنشینیم. باید همه یک نوع لباس داشته باشیم تا از همه ما

پذیرایی کنند. نمونه لباس هم در تن حضرت بقیة الله (ع) است. که آن

لباس، لباس تقوی میباشد. خوشا به حال کسانی که لباس تقوی برای

خودشان تهیه کرده اند. آنها وقتی که وارد مجلس می شوند، حضرت

 ولی عصر (ع) هم هستند، ائمه اطهار (ع) هم که بوده اند و الآن هم

شاید باشند بالاخره این ضیافت مال مردم دنیا است. در این ضیافت

همه ی اولیاء خدا هستند، خوبان هستند و اگر چشمت را باز کنی

و دنبال اولیاء خدا بگردی توی مجلس حتما پیدایشان می کنی.

اگر لباست سیاه و کثیف باشد و بخواهی وارد این مجلس بشوی که

امام زمان (ع) میزبان آن هستند، راهت نمی دهند. برو لباست را

 عوض کن. اگر میخواهید وارد این مجلس بشوید روز آخر ماه شعبان

لباستان را مرتب کنید، طوری باشید که وقتی هلال ماه رمضان را

دیدید و وارد این میهمانی شدید، همه بگویند به به چه لباس تقوایی!

نه دروغ میگویید، نه غیبت می کنید، نه بد کسی را می خواهید، نه

صفات رذیله ای در شما هست. می گویند: خوش آمدید و تعارفتان

می کنند و می روید کنار حضرت می نشینید و آقا نظر لطفی به شما

می کنند. آنجا شما می توانید شفاعت هم بکنید. روز قیامت هم

همین طور است. شما در دنیا در شب اول ماه رمضان آزمایش کنید.

شما در شب اول ماه رمضان لباس تقوی بپوشید و خدا را از خودتان

راضی کنید، آنوقت می توانید عده ای را از بدبختی نجات بدهید.

شما را به خدا قسم، آیا وقتی می خواهید وارد این میهمانی بشوید،

طفیلی وارد بشوید بهتر است یا عده ای بعنوان طفیل شما وارد این

میهمانی بشوند؟ خدایا به آبروی حضرت فاطمه ی زهرا (س) ما را

قدردان ماه مبارک رمضان قرار بده.

از فرمایشات استاد

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم مرداد 1388ساعت 11:17 توسط سالك الي الله |

بسمه تعالی

اللهمّ ان لم تکن غفرت لنا فیما مضی من شعبان فاغفر لنا فیما بقی منه.

خدایا اگر ما را در گذشته از ماه شعبان نیامرزیده ای، در باقیمانده از آن

پس بیامرز. چند روز دیگر به ماه رمضان مانده. آن ضیافت الله اکبر که امام

زمانمان هم در این میهمانی شرکت می کنند همه ی اولیاء خدا و  ۳۱۳

نفر، که اگر با چشم دل نگاه کنید اکثریت این میهمانها از اولیاء خدا

هستند. کاری کنید که شب اول ماه رمضان با کارت دعوتی که به شما

داده اند وارد این میهمانی بشوید و از خدا بخواهید که خدا شما را بنده

خودش قرار بدهد. فکر نکنید که اگر کسی روزه گرفت بنده خدا و اگر

کسی روزه نگرفت بنده ی خدا نیست. هر چه وظیفه ی بندگیتان است

همان را انجام بدهید. خدا آنقدر مهربان است که می گوید: اگر روزه

برای بدنت ضرر دارد، نگیر. روزه ایکه غذای روح است، اگر برای بدنت

 ضرر داشته باشد و شما بگیرید، معصیت کرده اید و از بندگی خارج

 شده اید و اگر ضرر ندارد بگیر که بندگی کرده ای و از بندگان خدا

خواهی بود. پس بنابراین هر چه که خدا دوست دارد همان را انجام

بدهید.  از فرمایشات استاد

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم مرداد 1388ساعت 11:59 توسط سالك الي الله |

بسمه تعالی

می دانید چر امام زمان (ع) غائب هستند؟ امام برای این غائبند که

 مردم همه تابع هوای نفسشان هستند. یکی می گوید:

 امامی که عدالت را پیاده کند، باید کشت. این اولین کاری است که

 با اجدادش کردند و اگر او ظاهر شود قطعا او را هم می کشند. آنها

 می گویند او چه خصوصیاتی دارد که من عالم دانشمند ندارم، من

 سیاستمدار جهانی ندارم؟ منی که قدرت آنچنانی در اختیارم هست

ندارم؟ امام زمان (ع) می فهمند، درک می کنند و می دانند خدا یعنی

 چه، توحید یعنی چه ، اما تو فقط همین قدرت و شخصیت ظاهری

 را درک میکنی. همین علمی که اگر حجاب اکبر یا حجاب اعظم

 نباشد لااقل تو را مغرور کرده، تو همین را درک میکنی. از خداوند

 میخواهیم که انشاء الله وجود مقدس حضرت بقیة الله (ع) را ظاهر

نماید تا بفهمیم انسانیت یعنی چه، تا بفهمیم انسان چه کسی و

انسانیت در چه کسی است؟ ملاقاتهایی که با حضرت ولی عصر

 (ع) شده مربوط به شخصیت آن حضرت و فهم و معرفت نسبت به

 آن حضرت است. ممکن است یک نفر مثل ابوسفیان هر روز پیامبر

 اکرم (ص) را ببیند ولی اصلا از آن حضرت استفاده نکند. یک نفر

 هم ممکن است از بدن ظاهری حضرت استفاده کند و یک نفر هم

 ممکن است متوجه باشد که حضرت ممسوس در ذات الله است،

گفته ی او گفته ی خداست، کلام اهل بیت عصمت و طهارت

نور است، راهنما است، هدایت کننده است. اینطور حضرت

بقیة الله (ع) را بشناسید. من عرفکم فقد عرف الله. من احبکم

فقد حب الله. کسی که شما را شناخت خدا را شناخته و کسی

 که شما را دوست داشته باشد خدا را دوست دارد. اگر انسان

چند روزی در خدمت حضرت باشد آنوقت می فهمد انسانیت یعنی

چه، تازه می فهمد انسان چه کسی است، تازه می فهمد تمام آن

 افرادی را که فکر می کرده انسانند، جز یک روحیه ی حیوانی چیزی

 ندارند و همان افراد خوب خوب وقتی در کنار امام زمان (ع) قرار بگیرند

 بقدری عجیب به نظر می آیند که نمی خواهم خصوصیات آنها را عرض

 کنم. انسان، انسانیت را وقتی در کنار اهل بیت عصمت و طهارت (ع)

باشد، متوجه میشود.  از فرمایشات استاد

+ نوشته شده در شنبه بیست و چهارم مرداد 1388ساعت 11:31 توسط سالك الي الله |

بسمه تعالی

دوستان اگر ما ظهور امام زمان(ع) را مشاهده کنیم و اگر زمان او

را درک کنیم از طرفی محبوب پیامبر اکرم (ص) هستیم که الذین

یومنون بالغیب. وقتی پیامبر (ص) نشسته بودند و اشک می ریختند

سلمان اجازه گرفت که بپرسد چرا گریه می کنید؟

پیامبر فرمودند: چقدر من شوق دارم که برادرانم را ببینم. سلمان

گفت آیا ما برادران شما نیستیم؟

پیامبر فرمودند: شما اصحاب من هستید. در آن زمان فقط حضرت

علی (ع) از برادران پیامبر بود . حضرت فرمودند:برادران من کسانی

هستند که نه من را می بینند، نه خدا را می بینند، نه امامشان را

می بینند ولی آنچنان در شب و روز نیمه ی شعبان به امام غائبشان

، به امام ندیده شان با یک معرفت و کمالاتی عشق می ورزند که

خواب ندارند. جمعی از شما را می شناسم که دیشب خواب نداشتید

و در مسجد جمکران و یا خانه تان اشک می ریختید که آقاجان آیا

میشود ما از خواب بیدار شویم و جمال مقدست را زیارت کنیم؟

پیامبر اکرم حتی اصحاب سید الشهداء و اصحاب بعد از ظهور را

برادر نمی گوید، به شما برادر می گوید. اما به شرطی که شما

ایمان واقعی داشته باشید و کارهایتان با کارهای امام زمانتان

ردیف باشد. طوری باشید که وقتی حضرت در دلتان در خانه تان

و در زندگیتان وارد می شوند همه محبوب حضرت و مرضیّ

حضرت باشد. شما از این طرف ضرر کرده اید که در زمان غیبت

 حضرت واقع شده اید ولی از آن طرف شما محبوب ترین افراد

کره زمین هستید که پیامبر اکرم در نظر دارد.

از فرمایشات استاد در نیمه شعبان

+ نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم مرداد 1388ساعت 15:32 توسط سالك الي الله |

بسمه تعالی

از کتب صحیح از کتب کسانی که تا حدّی حضرت ولی عصر (ع)

 را شناخته اند و حرفهایی بر خلاف شئونات حضرت نزده اند، آنها

را مطالعه کنید و ببینید حضرت چه خصوصیاتی و چه شخصیتی

دارند؟ چرا باید ما مردم دنیا تابع وجود مقدس آن حضرت باشیم؟

ایشان تمام حجابهای نورانی و ظلمانی را کنار زده و با خدا حرف

می زند.در ماه شعبان یکی از تقاضاهای شما در مناجات شعبانیه

این است که این حجابهای نورانی را هم، همه را پاره کن و من را

به خودت برسان. حجاب نورانی آن کارهای درست و صحیح و خوبی

 است که غیر خدا در آن مطرح باشد. مثلا: عبادت می کنم برای

بهشت، بندگی می کنم برای وسعت رزق، نماز شب می خوانم

برای قضای حوائج. اینها خوب و نورانی است اما برای خدا بودنش یک

مسئله ی دیگری است. باید عبادت کنیم برای خدا، همه  چیز را

دوست داشته باشیم برای خدا و هر کاری می کنیم برای خدا

 باشد این معنای رفع حجاب نورانی است.

دوستان یک مسئله ای را امشب می خواهم به شما بگویم و هر

چه مقدمه میگویم که این مطلب را بگویم نمی دانم چرا به زبانم

نمی آید شاید بخاطر این است که شما باید بیشتر دقت کنید،

بیشتربفهمید و بیشتر روی حرف حساب کنید و آن مطلب این

است که کوشش کنید در دنیا هر گونه غل و غش و هر گونه

سوء ظن به برادران مسلمان را از خودتان دور کنید تا به امام

زمانتان نزدیک شوید.

شب میلاد حضرت بقیة الله (ع) اگر تمام دنیا را چراغانی کنید،

 اگر تمام کارهای خوب را انجام بدهید ولی دلتان صاف نباشد،

قلبتان صاف نباشد، اخلاص در آن نباشد، ممکن است مردم از

این کارهای خوب شما استفاده کنند اما خود شما استفاده

نمی کنید. از فرمایشات استاد

+ نوشته شده در یکشنبه یازدهم مرداد 1388ساعت 15:29 توسط سالك الي الله |